مزه کیک تولد بابارضا
ماجرا از جایی شروع شد که مامان و بابا هر ماه واسه من ماهگرد
میگرفتن وبدون اینکه به منم تعارف کنن (به اسم من وبه کام اونا)
کیک میخوردن
منم که هیچی نمی گفتم... تا اینکه روز تولد بابا رضارسید
(18 مرداد)
از همون لحظه ای که نگام به کیک تولد بابا رضا افتاد تصمیم خودمو
گرفتم که امشب دیگه هر طور شده بفهمم مزه این کیک خوشکلا چه جوریه؟ ![]()
تا اینکه توی یه فرصت مناسب که کسی حواسش به من نبود
ومامان نی نا هم واسه چند ثانیه از من غافل بود خودمو انداختم روی کیک مامانم وتا میتونستم ازش خوردم
ولی حیف که مامان نی نا
مچمو گرفت ودیگه نگذاشت بخورم مامان می گفت واسه من زوده که این چیزارو بخورم و واسم ضرر داره
ولی این کیک هم چیزخوشمززززززه ایه ها ...

این همون کیک تولد باباایه که منم ازش خوردم ![]()

قربون اون ملچ و مولوچت برم من جیگری

آخخخخخ بده من بخورم اون دستاتو

آخیششش بالاخره فهمیدم کیک چه مزه ایه


مزه کیک تولد بابارضا 